نیاکان ما در 7000 سال پیش به گاهشماری خورشیدی دست پیدا کردند و با تفکر و تامل دریافتند که اولین شب زمستان بلندترین شب سال است ، یعنی همان شامگاه سی ام آذرماه و بامداد یکم دی ماه .
نزد ایرانیان زمستان به دو چله کوچک و چله بزرگ تقسیم می شود . چله بزرگ از اول دی ماه تا 10 بهمن ماه را در بر می گیرد و از 10 بهمن به بعد را چله کوچک می گویند . یلدا شب نخست چله بزرگ است .

در برخی نقاط ایران شاهنامه خوانی جزء آیین های شب یلداست و در برخی نقاط دیگر حافظ خوانی . اما در بعضی جاها نیز نقل خاطرات و قصه گویی پدرها و پدر بزرگ ها ، مادر ها و مادر بزرگ ها از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند .
اما در بین لرها آنچنانکه در نقاط دیگر مرسوم است آیین های خاصی برای این شب در نظر گرفته نشده است . شاید بدین سبب باشد که دور هم نشستن آنها و صله رحم بجا آوردن احتیاج به شب خاصی ندارد و از اینکه هر شب در کنار همند، هر شب آنها یلدایی است ، چیزی که در سایر نقاط بندرت رواج دارد .
جشنهایی از قبیل جشن تولد ، سالگرد ازدواج ، شب یلدا و ..... تنها بهانه هایی برای گرد هم آمدن فامیل ، دوستان و خانواده شهر نشینانی است که گرفتار مشغله روزانه هستند و در این مدت کمتر به هم توجه دارند(سایر مردم ایران زمین) ، اما لرها از این قضیه مستثنی هستند ، زیرا همواره یار و غمخوار همدیگرند ، مشکل دیگران را مشکل خویش می دانند و همواره در کنار هم با آرامش زندگی میکنند ، همان نعمتی که دنیای مدرن و امروزین با آن بیگانه اند و چنین صمیمیتی را نوعی افسانه می پندارند . جشن های آنان برامده از احساس درونشان می باشد نه احساس نیازشان و اینکه از تنهایی به ستوه آمده باشند . پس یلدایشان هم به همین جهت متفاوت است .
اما لرها هم با دیگر هموطنانشا ن این شب را جشن می گیرند و تهیه آجیل محلی( گندم برشته ) در کنار سایر تنقلات مرسوم در سایر نقاط کشور نشان از اهمیت چنین شبی در نزد آنان است .
هموطنان لر: هر شبتان یلدایی باد.
آجیل محلی، معروف به گندم برشته ( مخلوطی است از گندم تف داده ، کلخنگ و مغز بادام )