انتظار . انتظار . انتظار . ... نیروی مرموزی که انسانها را به زندگی امیدوار می کند.

خمیر مایه هر چیزی را باید شناخت . این بن مایه همان چیزی است که نیاز های اولیه ما رابراورده می کند . مازلو ، آن را جز قاعده هرم نیازها ی انسانی می شناسد.

ذوق زده از دست پخت خویش. آیا باز هم باید پخت؟

باشه می پزم ! نگران نباشید . باز هم می پزم .!

دیدی پختم .! این هم نان خوشمزه وداغ . نوش جان!

گویند مدیریت هنر است ، نه علم . بدون هیچگونه آموزش مدیریتی ذاتا مدیرند
تقسیم کار مو ید آن است.

آیا زاده شدند تا ور یس و آوار بر دوش نهند؟

جمع می کنند تا بسوزانند . آیا در عصر اتم هنوز از سوخت سنتی باید گفت؟
انرژی هسته ای حق مسلم ماست ، نه انرژی جنگلی!

تلاش و بازوی توانمندشان نشان از استقلالشان دارد . و چه سربلندند چنین مردمی. !

مقاومت و ایستادگی در برابر طبیعتی سخت و جانفرسا .

کشک : فاسد نمی شود و از پخت دوغ حاصل می شود تا بماند برای روز مبادا .
چشم نخوری ، الهی عاقبت به خیر بشی عزیزم !
