تبليغاتX
دیار من

دیار من

اداب و رسوم ، فرهنگ و پیشینه تاریخی این کهن سرزمین جاودان

 

این همان قالیچه محلی است . قالیچه ای که زیرانداز دوران کودکی ما و قبل از ان نیز کالای ارزشمند و پر بهای ابا و اجدادمان بوده است ، که نه تنها به عنوان یک کالای مصرفی بلکه یک کالای سرمایه ای بشمار می رفت . و هرکسی در تلاش بود تا  درامدش را بابت تهیه آن  - اگر خود بافنده نبود -  هزینه کند ، حتی بیش از مصرف مورد نیازش.  چه بسا افرادی بودند که خانه شان تنها گنجایش 2 تخته از این قالیچه ها را داشته ، اما تا 10 تخته از انها را در خانه خود نگهداری می کردند .

اما امروزه داشتن یک چنین محصولی که نمادی از هنر دیر پای این مردمان است ، دیگر مایه فخر و مباهات بشمار نمی رود . چرا ؟

 

روزگاری نه چندان دور ، خانه ای را پیدا نمی کردی که یکی از انها را نداشته با شد . تولید آن فراوان و انگیزه تولید نبز بالا بود . حتی  اگر امروزه در وصف دختری که از او خواستگاری می شود بگویند : " ازهر انگشتش هنر می بارد " بی شک یکی از این هنرها ، در ان روزها قالی بافی بود . که علاوه بر رفع  نیازهای خویش ، منبع درامدی نیز محسوب می شد .   

مهمترین و اصلی ترین وسایل بافت قالی محلی ، دار قالی است ، که بصورت افقی و در سطح زمین قرار می گیرد ، اغلب از جنس چوب است و از ابزارهایی همچون شانه ، چاقو و قیچی جهت بافت استفاده می کنند .

بافندگان غالبا بدون نقشه و طرح خاصی ، عمل بافتن را انجام می دهند که بیشتر حاصل ذهن و خلاقیت بافنده آن است .  قالیچه محلی معمولا درشت بافت است و بلندی پود آن، دست کم یک سانتی متر است ، طرحها و نقشه های آن بیشتر دربردارنده اشکال هندسی است ، اما از نقش های دیگری، همچون  درختان  نیز استفاده می شود. نقش های آن در دو سوی قالی بیشتر قرینه اند . رنگرزی الیاف آن  سنتی است  و از رنگ های گیاهی استفاده می شود . بندهای ان از پشم گوسفند و موی بز تهیه می شود . که بعد از تهیه پشم و مو انها را با وسیله ای که "پره " نامیده می شود می ریسند و به بند تبدیل می کنند . و از این بندها در تار و پود قالی استفاده می کنند .  البته از این بندها در تولیدات دیگر محلی از قبیل گنبول ، وریس ، سفره پخت نان و ... استفاده می شود .

راستی اگه گذرتون به دیشموک یا  روستاهای همجوار آن  افتاد ،  سوغاتی هایی از قبیل قالی ، گلیم ، توبره ( به زبان محلی تربه نامیده میشود) و سایر صنایع دستی،  فراموشتان نشود.

 

* پره : دو چوب که  بصورت بعلاوه و با انحنای رو به بالا قرار می گیرند و از وسط انها چوبی رد می شود . این پره در دست چپ قرار می گیرد و با چرخاندن آن بوسیله دست راست بتدریج پشم و موی اماده شده که ان هم مراحل خاصی دارد به هم پیچ می خورند و بند مورد نظر بافت، بدست می اید . که در تصویر ان را مشاهده می کنید .

 

این همان پره است که شرح آن در بالا آمده است.

 

 

 

دار قالی، به آن "تمدار" نیز می گویند .

 

 

 

وریس (verice) :  در روستاها کاربرد فراوانی دارد

 

 

گنبول: در تزیین منازل ، رخش اسب ، گلیم ، گهواره کودک و ... از آن استفاده می شود

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 22:23  توسط ح . باستی  | 

انتظار . انتظار . انتظار . ... نیروی مرموزی که انسانها را به زندگی امیدوار می کند.

حویر(خمیر) khamir

خمیر مایه هر چیزی را باید شناخت . این بن مایه همان چیزی است که نیاز های اولیه ما رابراورده می کند . مازلو ، آن را جز قاعده هرم نیازها ی انسانی می شناسد.

نان تیری nane tiry

ذوق زده از دست پخت خویش. آیا باز هم باید پخت؟

نان پزی

باشه می پزم ! نگران نباشید . باز هم می پزم .!

دیدی پختم .! این هم نان خوشمزه وداغ . نوش جان!

گویند مدیریت هنر است ، نه علم . بدون هیچگونه آموزش مدیریتی ذاتا مدیرند

تقسیم کار مو ید آن است. 

 

عزیمت جهت جمع اوری هیزم

آیا زاده شدند تا ور یس  و آوار بر دوش نهند؟

پشته هیمه

جمع می کنند تا بسوزانند . آیا در عصر اتم هنوز از سوخت سنتی باید گفت؟

انرژی هسته ای حق مسلم ماست ، نه انرژی جنگلی!

 

تلاش و بازوی توانمندشان نشان از استقلالشان دارد . و چه سربلندند چنین مردمی. !

مقاومت و ایستادگی در برابر طبیعتی سخت و جانفرسا .

کشک : فاسد نمی شود و از پخت دوغ حاصل می شود تا بماند برای روز مبادا .

چشم نخوری ، الهی عاقبت به خیر بشی عزیزم !

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 1:56  توسط ح . باستی  | 

آرامشم نتیجه استقلالم است .

 

 دیگران هم مثل من هستند در سختی ، پس شکایتی ندارم .

در زیر بار سنگین مشک به چه می اندیشد این قهرمان دختر ؟

 

با ارامشی خاص از چشمه اب بر میدارد .  

 

فلوی تصویر بکراند نشان از زوایای پنهان زندگیش دارد .

 این که می بینی گوشه ای از ان زندگی است .

 

مشک آبی در برابر طبیعت خشک ، کنتراست زیبایی ایجاد نموده است .

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 1:51  توسط ح . باستی  | 

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 1:31  توسط ح . باستی  | 

امید به آینده را در چشمانش می توان دید.

کل می زنم پس خوشبختم !

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 0:37  توسط ح . باستی  | 

به نظر روانشناسان حین عصبانیت می بایست  فرد داد و فریاد بزند و یا از واژه هایی استفاده کند تا بنحوی عقده فرو خفته خویش را خالی کند تا به جاهای باریک نینجامد  . لذا واژه هایی را که بیشتر بین نسل قدیم دیشموک به کار می رفته در اینجا می اوریم
ونی بگرت  vani begeret
آل بوورت  al bovaret 
مرنگی بزنت  merengi bezanet
درد بی درمونی بزنت  dard bi darmon bezanet 
اوساره بزنت  ovsare bezanet
خدا نلت نری khoda nalet naray 
نه ردی و نه اومی na rady va na omay
ور پرشتی بزنت  var pereshty bezanet
+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 22:18  توسط ح . باستی  | 

هرفرهنگی به اقتضای میزان تعاملی که افراد ان با هم دارند جهت ابراز بیان احساسات عاطفی خویش از واژه های خاص استفاده می کنند که مردم دیشموک نیز از این امر مستثنی نیستند و از واژه های زیرجهت ابراز محبت خود به فرد مقابل استفاده می کنند 
گینت بام ginet bam
دردت دو وم dardet do vam
هر دردی که سی تو ایا بزنه و مو har dardi ke si to eya bezane va mo
قربو نت برم  ghorbonet beram
همه کسمی hame kase mi
قضات دو وم ghazata dovam
+ نوشته شده در  جمعه دوم شهریور 1386ساعت 22:5  توسط ح . باستی  |